منشوری با ارزشتر از منشور کوروش!


منشوری با ارزشتر از منشور کوروش!‏
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«منم محموت،پسر ماموتِ بزرگ که ده ملیون سال پیش می‌زیست»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«آنگاه که بدون جنگ و پیکار به ریاست جمهوری برآمدم»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«همه مردم مرا با شادمانی پذیرفتند»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
گیرم که با اسلحه و توپ و آر‌پیجی و هزاران کشته و زخمی»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«من برق مردم را قطع کردم و به جایش هاله‌ی نور آوردم»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
« که هم خفن‌تر است،هم پرنورتر و هم کم‌مصرف»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«من جاده‌ی  تورم را کنترل کردم و آن را به عرش خدا رساندم»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«تا راه‌های رسیدن به خدا را توسعه دهم»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«فرمان دادم که پول نفت را بر سر سفره‌ها برند»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«سفره‌های گینه و توگو و کنیا و زیمباوه و حماس و حزب‌الله»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«من بنزین را سهمیه‌بندی کردم»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«و طبق قولم، با پول آن دو هزار مدرسه و چهار هزار بیمارستان ساختم»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«فرمان دادم:مگر مشکل ما موی جوان‌های ماست»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«که بعدها کلمه‌ی "مگر" از نسخه پاک شد»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«باشد که بعدها از من به نیکی یاد کنید»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
«حالا نیکی هم نشد به خوبی یاد کنید»
http://babalengderaz007.persiangig.com/1.png
دیگر چانه نزنید،حداقل فحشم ندهید»

هاشمی رفسنجانی و توطئه حقوق بشر

اکبر گنجی

روزنامه نگار و پژوهشگر

هاشمی رفسنجانی

مواضع سیاسی آقای هاشمی رفسنجانی در سال‌های اخیر موضوع بحث‌های فراوان بوده است

یکم- طرح مسأله: شناخت واقع گرایانه صفحه شطرنج سیاسی ایران، برای کلیه فعالان سیاسی، مدافعان آزادی و حقوق بشر و عاملان و حاملان گذار به دموکراسی ضروری است.

اینکه هر مهره دقیقاً در کجای صحنه نبرد بر سر منابع کمیاب قدرت، ثروت، معرفت و منزلت اجتماعی قرار داد، شرط لازم تحلیل سیاسی، کنش سیاسی و جبهه بندی سیاسی است. در این مقاله به طور نمونه به مواضع یکی از زمامداران سیاسی ایران اشاره خواهیم کرد تا نشان دهیم تعیین جایگاه واقعی فرد چه اهمیتی دارد.

دوم- نگاهی به گذشته: در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ سازمان مجاهدین خلق آغاز فاز نظامی را اعلام کرد. ترورها آغاز شد و فقط در شهریور ماه در تهران ۶۰۰ نفر توسط آنها ترور شده و به قتل رسیدند. گزارش های بعدی سازمان مجاهدین خلق نشان می داد که آنان در سال ۶۰ بیش از ۲۰۰۰ تن را ترور کرده اند. مسعود رجوی در مصاحبه با نشریه الوطن العربی (دی ماه ۶۱) گفته است: "دستاورد سال اول مبارزه مسلحانه ما بسیار بود تا حدی که رژیم امروز بی‌آینده شده است... کلیه کاندیداهای رهبری پس از خمینی یعنی مقاماتی که می‌توانستند رهبری رژیم کنونی را بعد از او به دست گیرند... علاوه بر آنها دوهزار نفر دیگر از آخوندهای حاکم و سایر مسئولین رژیم نیز... به هلاکت رسیده‌اند".

امروزه وقتی سرکوبگرترین رژیم ها فرو می پاشند، فقط چند تن از چهره های اصلی محاکمه و مجازات می شوند. اما مجازات ۲۰۰۰ تن در دادگاه هایی که دادستان و قاضی و مجری حکم فقط و فقط رهبری یک سازمان است که همه این امور را غیرعلنی انجام می دهد، طبعاً نمی تواند عملی دموکراتیک و عادلانه به شمار رود. "به هلاکت رساندن ۲۰۰۰ نفر در طی یکسال"، یعنی "تروریسم کور".

همزمان با این وقایع، رژیم روزانه حدود یکصد تن را اعدام می کرد. هزاران تن از مخالفان بازداشت شدند و در زندان ها تحت انواع شکنجه ها قرار گرفتند. جامعه وارد دور باطل خشونت و سرکوب بی امان شده بود و همه روزنه های تنفس بسته شد. هر سوی این ماجرا خود را "حقیقت مطلق" و طرف مقابل را "بطلان محض" قلمداد می کرد. گویی همه آنان فراموش کرده بودند که چند سال پیش در یک جبهه علیه رژیم شاه می جنگیدند و زندانی یک رژیم بودند. هدف، تسخیر قهرآمیز تمام قدرت بود.

آن دهه خونین (دهه ۶۰) شاهد شدیدترین فجایع سیاسی بود. با این حال، اکبر هاشمی رفسنجانی در ۳۰ مهر ۱۳۶۱ در خطبه های نماز جمعه تهران، ایران را با ملاک های مختلف دموکرات ترین کشور جهان معرفی کرد. اولین ملاک او تعداد شرکت کنندگان در انتخابات بود. می گفت: "من این را قاطع می‏گویم و از آن در هر محفل‏بین‏المللی‏ای دفاع می‏کنم؛ دموکرات‏ترین کشور دنیا، با دموکراسی واقعی، ایران است و دموکراسی واقعی در تمام دنیا فقط در ایران است... شما از ریگان، میتران، تاچر و هر کسی که می‏خواهید بپرسید در کدام کشور امروز نصاب آرای‏مردم برای حکام و مسؤولین موجود به اندازه ایران است؟... مخالفین می‏گویند انتخابات ایران فلان بود. قلابی که نبود... من نمی‏توانم اقلا از تریبون‏نمازجمعه برای شما که می‏خواهید پشت سر من نماز بخوانید دروغ بگویم... هرکس می‏خواهد، بیاید در این تریبون بگوید من اصلا با اصل جمهوری مخالفم و به این جمهوری رأی نمی‏دهم. ما کارش نداریم... حالا آنهایی که می‏گویند دموکراسی نیست چرا می‏گویند... خفقان برای چه کسی؟ شما را به خدا در این مملکت برای چه کسی خفقان‏است؟ اگر برای تروریسم خفقان نباشد چه می‏شود؟ ما با تروریسم چه کنیم... خفقان و سلب آزادی در این مملکت وجود دارد اما برای کسانی که‏ قانون و جمهوری و رأی و اسلام را قبول ندارند و به این معنا ولایت فقیه راهم قبول ندارند".

یکی دیگر از ملاک های او در "دموکراتیک ترین کشور دنیا" نامیدن ایران این بود که همه مردم ما سیاسی شده اند، اما اروپایی ها نه تنها سیاسی نیستند، بلکه "مثل گاو شراب می خورند و هیچ نمی فهمند": "شما بروید اروپا! خیال می‏کنید مردم اروپا چه هستند؟ بنده حدود چهارماه آنجاها گشتم و خوب جزئیات اینها را می ‏دانم. در این کافه‏ها می‏نشینند و مثل ‏گاو شراب می‏خورند و هیچ نمی‏فهمند. مشغول هست، از مغازه و فروشگاه‏ بیرون می‏آید و به آنجا می‏ رود و بنا می‏کند مشروب خوردن. اصلاً در این عوالم نیستند".

زبان دشنام آمیز آقای هاشمی رفسنجانی فقط اروپائیان را مورد لطف قرار نمی داد، او اعتراض ها/مدعیات مخالفان داخلی را هم "پارس کردن سگ ها" قلمداد می کرد. در نماز جمعه ۶ شهریور ۱۳۶۰ گفت: "همه جبهه های ضد اسلامی ایران مصداق این آیه هستند. اگر ولشان کنید مثل سگ پارس می کنند و اگر هم به آنها حمله کنید، مثل سگ پارس می کنند. آن روزی که مجاهدین، بنی صدر، لیبرالها، پیکاریها و فدائیها (اقلیت) را آزاد گذاشته بودیم، با تیراژهای وسیع روزنامه چاپ می کردند و به این جمهوری حمله می کردند و امروز هم که تحت فشارشان قرار داده ایم باز همان حرفها را می زنند".

با مخالفانی که "مثل سگ پارس می کنند" چه باید کرد؟ راه حل آقای هاشمی رفسنجانی برای حل مسأله مخالفان، زندان و اعدام بود. در نماز جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ گفت: "دادگاه های انقلاب... راهی غیر از این نمی تواند داشته باشد. راه صحیح همین است... باید اینها را از میان برداشت. باید اینها را از جامعه جدا کرد، پای فساد را برید، جراحی کرد و جامعه را از شر این ماده چرکینی که دائما دارد به جاهای دیگر سرایت می کند خلاص کرد".

۲۰ ماه بعد در خطبه های نماز جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۲ دوباره گفت: "ما با هر جریانی که در این مملکتمان برخلاف اسلام، برخلاف ملت، برخلاف انقلاب عمل بکند، با آن برخورد قاطع می کنیم".

این سخنان ناظر به بازداشت رهبران حزب توده و پخش مصاحبه های تلویزیونی آنان پس از شکنجه های فراوان بود. شکنجه هایی که بعدها افشا شد و کیانوری نیز در نامه ای آنها را توضیح داد. اما آقای هاشمی رفسنجانی زندان را بهترین مکان "فکر کردن" و "فهمیدن" قلمداد می کند و می گوید زندان فرصتی برای رهبران حزب توده -و کلیه بازداشت شدگان جمهوری اسلامی- فراهم آورده است تا فکر کنند و به خیانت های خود اعتراف کنند: "چرا اینها زود بریدند؟ برای اینکه، به بن بست رسیدند و راه ما را روشن دیدند. اگر بیرون هم توجه می کردند، به ما می پیوستند. اینجا نمی گذاشتند توجه کنند. اینجا [زندان]، هواها، هوسها، امیدها، پولها، تهدیدها، تبلیغات و چیزهایی که شما [شوروی] به آنها می دادید و نمی گذاشتید بفهمند، وجود ندارد، آنجا زندان رفتند، قدری فکر کردند و متوجه شدند. حرفشان را زدند و منحصر به اینها هم نیست. سلطنت طلب ها هم گفتند، منافقین هم گفتند، پیکاری ها هم گفتند، اتحادیه کمونیستها هم گفتند، کومله ها هم گفتند و دموکراتها [حزب دموکرات کردستان] هم گفتند. هر کس شمشیر به روی این مردم کشیده بود، وقتی او را گرفتند، آمد و گفت".

در ماجرای آیت الله شریعتمداری که احمد خمینی و محمد محمدی ری شهری آن مرحوم را بازجویی و به زور فیلم های اعتراف گونه از آن مرحوم گرفتند، آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران (۳ اردیبهشت ۱۳۶۱) وی را متهم کرد که از آمریکایی ها تقاضای پول کرده است. سپس افزود، آن میزان اعتراف چون در منزل آیت الله شریعتمداری صورت گرفته ارزش چندانی ندارد. اعتراف اساسی، اعتراف در زندان -خصوصاً سلول انفرادی- و با حضور بازجویان سپاه است. بازجویان را که در سلول انفرادی ببینید، زبانتان باز می شود: "هیچ متهمی، تا رفتی توی خانه اش سلام کردی و دو زانو جلویش نشستی و گفتی بفرمایید، او نمی گوید که "بله من کارهای بد را کرده ام". آنهایی که اعتراف به جنایاتشان می کنند، مدتی در زندان می مانند، مزه انفرادی را می چشند، پاسداراها و بازجوها را می بینند و می فهمند که چه خبر است! بعدش می گویند: خیلی خوب! می گوئیم".

در تمام آن سال ها جمهوری اسلامی به دلیل نقض حقوق اساسی مردم ایران از سوی نهادهای بین المللی حقوق بشری محکوم می شد. این محکومیت ها همیشه از سوی آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان توطئه دول غربی رد می شد.

به عنوان مثال، در سال ۶۴ وقتی سازمان ملل ایران را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم کرد، آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه مورخ ۲۲ آذر ۱۳۶۴ گفت: "مسأله حقوق بشر در ایران حربه های زنگ زده دوران ماست. در یکی از کمیسیونهای سازمان ملل مسأله حقوق بشر را در ایران مطرح کردند و از حضار که حدود ۱۲۰ نفر بودند حدود ۵۴ کشور رأی دادند در ایران حقوق بشر مراعات نمی شود... رأی اینها به تبع آمریکا، فرانسه، بلژیک، کانادا یا انگلیس علیه ما چه ارزشی دارد؟! مگر اینها رأی است... هیاهوی حقوق بشر راه انداخته اند. چهار تا بهایی را مثلاً ببرند در سازمان ملل، بهایی و منافق و شاه پرست و ملی گرا، مجموعه اینها، این ترکیب چه ترکیبی است؟ حالا بهایی هم علیه ایران مبارز شد... اصلاً آمریکا اگر حرف از حقوق بشر بزند مسخره است. یعنی وقتی آمریکا می گوید حقوق بشر، آدم می فهمد مسخره است... سازمان ملل بیچاره بدبخت فلاکت زده هم در دست این گردن کلفتها اسیر است".

سوم- جایگاه کنونی: این داستان را همین گونه می توان ادامه داد و کتاب قطوری از آن درآورد. اما این داستان، داستان گذشته است. برخی این ایده را تبلیغ می کنند که آقای هاشمی رفسنجانی تغییر کرده و دیگر چنان باورهایی ندارد و چنان سخنان کاذبی بر زبان جاری نمی سازد. اما وی در ۲۹ فروردین ۱۳۹۰ در سایت خود متن کامل سخنرانی اش در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری را انتشار داده است.

در این سخنرانی او از توطئه های جهان غرب علیه جمهوری اسلامی سخن گفته و می گوید: "حسابی برای ما برنامه ریزی کرده اند". سپس این برنامه ها را شرح می دهد. از آن میان، سخنان زیر با موضوع محل نزاع نوشتار کنونی مربوط است. می گوید: "همین الان شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو مشغول کار است و برنامه جدی آنها این است که ایران را بسیار قوی به نقض حقوق بشر متهم کنند که این رشته خیلی بدی است و عواقبی دارد. می‌خواهند گزارشگر دیگری برای ما بگذارند که گزارش‌های نوبه‌ای بدهد و شرایط ایران را بگوید. حرف‌های زیادی می‌سازند و می‌گویند... برنامه تحریم بیشتر دارند. ۸۰ نفر از شخصیت‌های نظامی، امنیتی، سیاسی و غیره کشور را در تحریم گذاشتند. این لیست جدید و غیر از کسانی است که قبلاً گذاشته بودند که شخصیت‌های قضائی، سیاسی و دولتی هستند".

هاشمی هنوز هم مدعای نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی را ساخته و پرداخته جهان غرب قلمداد می کند. این سخنان جلسه خصوصی با افرادی است که قانونا وظیفه انتخاب و عزل رهبری نظام با آنان است. خوشبختانه شورای حقوق بشر سازمان ملل در اجلاس خود اعزام گزارشگر ویژه به ایران را تصویب کرد.

هاشمی در این جلسه از توطئه دیگری هم سخن گفته است. توطئه انتقاد از آیت الله علی خامنه ای. مطابق ساختار حقوقی (قانون اساسی) و ساختار حقیقی (واقعیت جمهوری اسلامی) بیشترین اختیارات و قدرت در دستان رهبر انباشته است و او مطابق میل خود حکومت می کند. همه اصول گرایان و هاشمی رفسنجانی نیز بارها و بارها گفته اند که باید مطابق اوامر یا منویات مقام معظم رهبری عمل کرد. طبیعی است که هرکس بیشترین قدرت و اختیار را دارد، بیش از همه هم باید پاسخگو باشد.

اما هاشمی این را هم توطئه قلمداد می کند و می گوید: "الان فهمیدند که کجا را هدف قرار بدهند. دیدید که اواخر همیشه سراغ رهبری می‌آیند. تا به حال مسائل این‌گونه نبود. از اول به خاطر مسئله انتخابات و مسائل شبیه به اینها بود. الان یک دفعه سراغ رهبری رفتند. ساده نیست که با آن اهانت‌ها برخورد کنند. جایش را پیدا کردند که به کجا ضربه بزنند. خارجی‌ها هم این مسائل را بزرگتر می‌کنند. اینها [مخالفان داخلی] مسئله را مطرح و آنها [خارجی ها] چند برابر بزرگ و اعلام می‌کنند".

چهارم- نتیجه: روشنفکر قلمرو عمومی، "مرید سیاسی" سیاستمداران حاکم نیست. مرید سیاسی، در خدمت رهبری قبیله،حزب یا سازمان خود است. رهبری قبیله مقبول اش هر کاری کند، وی از آن دفاع کرده و به گونه ای آن را "توجیه"- در معنای منفی کلمه- می کند. به تعبیر دیگر، "ماله کشی" یکی از وظایف "مرید سیاسی" است. هیچ واقعیتی- هر قدر سفت و سخت و ستبر باشد- مدعای مرید سیاسی را ابطال نمی کند. رهبر سیاسی هر قدر سخنان یا اعمال متعارض بروز دهد، تأثیری در باورهای مرید سیاسی ایجاد نمی کند. مرید سیاسی برای همه آن رفتارها و گفتارهای مبطل مدعاهایش، "مصلحتی" بر می سازد.

مریدان سیاسی در پی آنند که روشنفکران قلمرو عمومی را به "پادوی های سیاسی" زمامداران تبدیل کنند. اما کار روشنفکر قلمرو عمومی؛ تقرب به حقیقت، نقد "قدرت متمرکز و انباشته" و "ثروت های باد آورده"، و کاهش درد و رنج مردم است. روشنفکر قلمرو عمومی باید زمامداران سیاسی را دائماً به تیغ نقد بگیرد. ولی مریدان سیاسی، به جای نقد بوش و دیک چینی و رامسفلد و سارا پیلین و اوباما و کلینتون؛ چامسکی ها و روزنامه نگاران را به نقد می کشند که چرا رهبر سیاسی ما را نقد کرده و می کنید. شما ها با نقدها و افشاگری های خود موجب شکست فلان و بهمان پروژه شده اید.

به تعبیر دیگر، به جای پاسخگو و نقدپذیر کردن زمامدارانی که بیش از سه دهه حکمرانی کرده و در قدرت بوده اند، روشنفکران فاقد قدرت را محاکمه کرده و نقدهایشان را علت العلل شکست ها قلمداد می کنند. از نظر مریدان سیاسی، وظیفه روزنامه نگاران و روشنفکران نه نقد و افشای فسادهای سیاسی رهبر مقبول آنان، که پادویی سیاسی آن سیاستمدار است. در صورتی که روشنفکر قلمرو عمومی به وظایف روشنگری خود ادامه دهد، و حاضر به "پادویی سیاسی" نشود، از سوی مریدان سیاسی به عنوان مسئول تمام فجایع معرفی خواهد شد. اما انصاف دهید: آیا امکان دارد که سیاستمداری در کشوری با نظام سرکوبگر چند دهه یکی از چهره های اصلی آن رژیم باشد و هیچ خلافی مرتکب نشده باشد؟ اگر این مدعا کاذب است، چرا مدعیان روشنفکری - و در واقع مریدان سیاسی- واقعیت را وارونه نشان می دهند؟ این یعنی ایدئولوژی به معنای آگاهی کاذب یا قلب واقعیت در معنای مارکسی کلمه.

مریدان سیاسی به وظیفه اصلی روشنفکر قلمرو عمومی عنایت ندارند. روشنفکر قلمرو عمومی حتی اگر گذار به دموکراسی صورت پذیرد، نقد زمامداران نظام دموکرات را در دستور کار خود قرار خواهد داد. برای اینکه قدرت فساد آور است و زمامداران سیاسی نیز انسان های خطاکاری همچون خود ما هستند. با این تفاوت که اشتباهات و خطاهای قدرتمندان و فاقدان قدرت یکسان نیست. نظارت و نقد بی رحمانه دائمی زمامدران سیاسی بهترین حافظ نظام دموکراتیک است.

دموکراسی فقط نتیجه فرایند نیست، بلکه عین راهی است که طی خواهد شد. پاسخگو و نقدپذیر کردن زمامداران سیاسی یکی از ارکان این راه است. نقد، راه "تغییر" سیاستمدار مستبد را مسدود نمی سازد، اشکال بدیل را به روی او می گشاید. در نهایت، انتخاب با خود زمامدار سیاسی است که در کدام جبهه قرار گیرد: جبهه دیکتاتوری یا جبهه دموکراسی خواهان. اگر او به سوی جبهه دموکراسی و حقوق بشر تغییر جهت دهد، همه به استقبال اش خواهند شتافت.

هاشمی رفسنجانی آزاد است انتخاب کند که به راه موسوی و کروبی برود یا به راه آیت الله علی خامنه ای. مخالفت با محمود احمدی نژاد چندان اهمیتی ندارد، بسیاری از اصول گرایان هم مخالف جدی احمدی نژاد هستند و اگر اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ کاندیدا نشده بودند، همان زمان کارش را تمام می کردند.

پانزده روش برای بالابردن طول عمر باطری تلفن


۱۵ روش برای بالابردن طول عمر باطری تلفن
Frequancy
Written by Aliasghar Honarmand  
Tuesday, 22 February 2011 18:13

mobile-phone-battery.jpg

اسمارت فون ها امروزه به جزء جدایی ناپذیری از زندگی ما تبدیل شده اند. تماس تلفنی، پخش فیلم و موسیقی، ارسال پیامک، چک کردن ایمیل، وبگردی و بسیاری دیگر از کارهای زندگی روزمره با این همراه جمع و جور انجام می شوند. اما مشکل اینجا است که باطری این گجت ها اصلا با ما یار نیستند و گاهی در مواقع ضروری ته می کشند و ما را حیران می کنند. 
اگر شما هم زیاد با این مشکل روبرو می شوید، پیشنهاد می کنم ادامه مطلب را از دست ندهید. راه حل های ساده و خوبی برای تان داریم. 

نور نمایشگر را کم کنید: تلفن های هوشمند فعلی نمایشگرهای بزرگی دارند و این یعنی مصرف بیشتر باطری. اغلب آنها هم حسگرهایی دارند که نور نمایشگر را متناسب با نور محیط تنظیم می کنند. اما اگر علاقمند هستید که باطری شما بیشتر دوام بیاورد و یا شارژر به همراه ندارید، کم کردن نور نمایشگر مصرف باطری را بسیار کمتر می کند. 

پس زمینه مشکی برای AMOLED: اگر تلفن شما دارای نمایشگری از نوع AMOLED است بهترین حالت استفاده از پس زمینه مشکی است. این نمایشگرها قادراند در این حالت مصرف باطری شان را کمتر کنند. البته به نظر می رسد که این رنگ پس زمینه برای کاهش مصرف در تلفن های دیگر هم موثر باشد. 

زمان خاموش شدن نمایشگر: تلفن شما مدت زمانی بعد از بی کار بود نمایشگرش را خاموش می کند. نمی توانید باور کنید کم کردن این زمان چقدر در کاهش مصرف باطری موثر است. حتما به این مورد توجه کنید. 

ابزارهای جانبی را خاموش کنید: وایرلس، GPRS و بلوتوث از مصرف کننده های بزرگ باطری هستند. زمانی که به آنها نیاز ندارید خاموش شان کنید تا هم مصرف باطری کمتری داشته باشید و هم به افزایش امنیت تلفن هوشمندتان کمک کنید. 

جی پی اس را فراموش نکنید: این یکی اغلب فراموش می شود و مرتب در حال خوردن باطری است. اگر به آن نیاز ندارید می توانید خاموش اش کنید. 

ویبره: تلفن زیبای شما برای لرزاندن خودش انرژی زیادی مصرف می کند. اگر اوضاع باطری خراب است بهتر است از خیر ویبره بگذرید و اجازه بدهید برایتان در مواقع لازم آواز بخواند! 

نرم افزارهای غیر ضروری را ببنید: هر نرم افزای که باز است در حال مصرف انرژی است. همیشه حواستان باشد که چند نرم افزار به صورت همزمان در حال اجرا هستند. اضافی ها را ببندید. 

صداهای غیر ضروری: حتما لازم است هنگام تایپ کیبرود تلق و تلوق بکند؟ یا با هر صفحه ای که باز می کنید یک صدا بشنوید؟ با غیر فعال کردن صداهای غیر ضروری می توانید مصرف باطری را کم کنید. 

دمای مناسب: می دانستید که دمای بالا باعث خالی شدن سریع تر باطری میشود؟ مثلا اگر تلفن را در جیب شلوار نگه دارید باطری بیشتری مصرف می کند تا اینکه روی میز باشد. چون دمای بدن باعث گرم شدن باطری و تخلیه زودتر آن میشود. 

از زنگهای ساده استفاده کنید: زنگ های موزیکال و پر سروصدا هنگام پخش از پردازنده اسمارت فون شما استفاده می کنند (استفاده بیشتر از پردازنده دستگاه، یعنی زودتر خالی شدن باطری). بهترین حالت استفاده از زنگ های موبایل استاندارد و بسیار ساده ای است که احتیاج به استفاده از پردازشگر موبایل ندارند. 

مکالمه به جای ایمیل. پیامک به جای مکالمه: تلفن های همراه برای ارسال اطلاعات ۲ تا ۴ برابر بیشتر از تماس صوتی نیرو مصرف می کنند. پس برای یک پیغام کوتاه شاید بهتر باشد به جای ارسال ایمیل، شماره دوست تان را بگیرید. هم کارتان انجام شده. هم باطری موبایل تان بیشتر همراهی تان می کند. فقط حواس تان باشد این تماس ها دقیقه ای باشند، نه ساعتی! البته اگر ممکن باشد که کارتان را توسط پیامک (SMS) انجام دهید، دیگر حتی نیازی به تماس صوتی هم نیست. زیرا تلفن های همراه برای ارسال اس ام اس نیاز به برقراری ارتباط جداگانه ای ندارند و همان ارتباط های معمولی که تلفن با دکل برای در دسترس بودن و کنترل سیگنال برقرار می کند، برای ارسال پیامک کافی هستند. یعنی تقریبا تمام مصرف باطری اس ام اس فقط همان نوشتن اش است و ارسال آن نیاز به نیروی ندارد! 

سیگنال های شبکه موبایل: تلفن همراه هوشمند شما دائما در حال جستجو برای دریافت امواج شبکه و کنترل ارتباط خود است. پس در مکان هایی که سیگنال ضعیف است و یا کلا در پوشش شبکه موبایل نیست، اسمارت فون شما بسیار بیشتر و شدیدتر برای یافتن امواج کار می کند. در این گونه موارد بهتر است که تلفن همراه خود را خاموش کنید و یا اینکه آن را در حالت Flight mode قرار دهید. حتی برخی می گویند اگر شارژ کمی دارید و نگهداری آن برای تان مهم است، در طول شب هم اگر امکان دارد موبایل تان را خاموش کرده یا در حالت فلایت مود قرار دهید. 

به روزرسانی سیستم عامل و نرم افزارها: همیشه به دنبال آخرین نسخه سیستم عامل، firmware و نرم افزارهای نصب شده روی موبایل تان باشید. زیرا برنامه نویسان و شرکت های تولید کننده موبایل همیشه به دنبال کاهش مصرف باطری هستند و ورژن های جدیدتر مصرف باطری کمتری نسبت به اجدادشان دارند. 

ایمیل ها را دستی چک کنید: تلفن های همراه هوشمند امروزی می توانند به صورت خودکار پیام ها و ایمیل های تان را چک کنند. یا با استفاده از سرویس push، ایمیل ها به محض دریافت توسط سرور، به تلفن همراه شما منتقل می شوند. اما هر دو این تکنولوژی ها باطری خورهای قهاری هستند. پس بهتر است که سیستم push را خاموش کنید و فاصله زمانی بین چک کردن خودکار را به حداکثر ممکن برای کارتان تغییر دهید. از من می شنوید، همان چک کردن دستی ایمیل ها هنگام نیاز بهتر از همه است. 

کجا هستید؟: دستگاه های رادیویی در مکان هایی که نویز الکتریکی وجود دارد، سخت تر کار می کنند و به جستجوی بیشتری برای یافتن سیگنال ارتباطی نیاز دارند. پس هنگام مکالمه در پارک باطری بسیار کمتری نسبت به مکالمه در بیمارستان یا یک فروشگاه زنجیره ای مصرف می کنید. همینطور هرچه تعداد کاربران یک دکل مخابراتی بیشتر شود، مصرف باطری تلفن همراه شما هم برای تماس بیشتر می شود. پس مکالمه در محل ها و ساعات خلوت شبانه روز باطری کمتری مصرف خواهد کرد. 

شما برای استفاده بیشتر از باطری موبایل تان چه نکاتی را رعایت می کنید؟ آنها را به ما هم یاد بدهید.




--
 +1-253-243-1863

هشدار امنیتی بسیار مهم برای کاربران فیس بوک



183655_10150145891680610_50864955609_8662158_6901984_n.jpg

اگر برای امنیت خودتان و دوستانتان اهمیت قائل هستید،
 این متن را در اختیار دیگران قرار دهید. 
نام نویسنده مهم نیست.
 آن را کپی کنید و در وبلاگتان یا صفحه خودتان انتشار دهید و یا برای دوستانتان ایمیل کنید.
 احتمالا ارزش دارد اگر چند دقیقه ای برای این موضوع زمان صرف کنید.

...نکته ای بسیار مهم تر از موضوع پیشین وجود دارد که می بایست به آن دقت کرد:

ممکن است شما حواستان بوده باشد و موارد امنیتی را رعایت کرده باشید؛ ولی یکی از دوستانتان اشتباه کرده باشد و به یک اپلیکیشن دسترسی داده باشد و آن اپلیکیشن از طریق آن دوستتان، به اطلاعات خصوصی شما دسترسی پیدا کند.

حالا چطور باید جلوی این موضوع را گرفت؟



به مسیر زیر بروید:

در بالای صفحه فیس بوک، روی

Account

کلیک کنید تا منوی آن باز شود. سپس روی گزینه

Privacy Settings

کلیک کنید. در صفحه باز شده، زیر بخش

Apps and Websites،

روی

Edit your settings

کلیک کنید.



حال مقابل گزینه

Info accessible through your friends

روی دکمه

Edit Settings

کلیک کنید.



لیست باز شده، موارد و اطلاعاتی را نشان می دهد که از طریق دوستانتان می تواند در اختیار اپلیکیشن ها و دیگران قرار گیرد.

توصیه می کنم همه تیک ها را بردارید و تنظیمات را ذخیره کنید.

با این کار دیگر کسی نمی تواند از طریق دوستانتان به اطلاعات شما دسترسی پیدا کند.

 +1-253-243-1863


ولنتاین امسال قلبی که هدیه گرفتم سبز بود

ptcmqc9wl6ossi9c8i1d.jpg
ولنتاین امسال، زیاد در حمام نموندم ، ریشهایم هم نزدم، فقط غسلی کوتاه، لباسهای معمولی پوشیدم، راحت، شاید بخواهم بدوم، شاید بخواهم از روی آتش بپرم، عطر و ادکلن هم نمیزنم، در هر صورت ، بوی دود میگیرم، با عشقم هماهنگ کردم، امسال، هدیه ، طلا نخریدم، یک سرویس کامل ، دستبند ، سربند و یک شال گردن از حریر سبز گرفته ام..! کافی شاپ که خز شده، رستوران هم نمیریم، دربند و درکه هم خبری نیست، شنیده بودم، عشاق، گردهمایی دارند، پشت به اسارت، رو به آزادی . میرویم

NEVER THINK YOU'RE A LOSER ;)

155368_177501518946621_145427008820739_526806_2474520_n.jpg


--
M3HRDAD.O

"Yeah, the summer's gone, but a lot goes on forever.."

The message was checked by avast! Pro Antivirus.
http://www.avast.com

برگزاری مراسم عاشورا 89 تحت تدابیر شدید امنیتی

مثلث حيات (Triangle Of Life)

 اولين ساختماني كه بداخل آن خزيدم ، مدرسه‌اي در شهر مكزيكوسيتي و درجريان زلزله سال 1985 بود همه بچه‌ها در زير ميزهايشان بودند و همگي تا ضخامت استخوان‌هايشان در هم كوبيده شده بودند. آنها مي‌توانستند زنده بمانند اگر در كنار ميزهايشان و در راهروي بين ميزها دراز مي‌كشيدند. كاري كه انجام داده بودند غيرمعقول و غيرضروري بود و در تعجب بودم كه چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمي‌دانستم كه به آنها گفته شده‌بود كه خود را زير چيزي پنهان سازند.

به‌سادگي مي‌توان دريافت، هنگامي‌كه ساختمان‌ها تخريب مي‌شوند وزن سقف كه بر روي اشياء و مبلمان فرود مي‌آيد، آنها را درهم مي‌كوبد و فضاي خالي‌اي را در كنار آنها ايجاد مي‌نمايد اين فضا همان چيزي است كه من به آن مثلث حيات (Triangle Of Life) مي‌گويم هر اندازه اشياء بزرگتر و محكم‌تر باشند كمتر فشرده مي‌شوند و هر اندازه كمتر فشرده شوند فضاي خالي كه احتمال زنده ماندن افرادي را كه به آن پناه مي‌برند بيشتر مي‌شود. يك بار ديگر مي‌توانيد ساختمان فرو ريخته را در تلويزيون نگاه كنيد مثلث‌هايي را كه شكل گرفته‌اند را شمارش كنيد. آنها در اكثر نقاط وجود دارند و از معمول‌ترين اشكالي هستندكه در داخل آوارها به راحتي مي‌توانيد مشاهده نماييد.

من كاركنان سازمان آتش‌نشاني شهر (Trujillo تروجيلو(با جمعيتي 750،000 نفري)) را براي چگونه زنده ماندن و محافظت و نجات خانواده‌هايشان در هنگام وقوع زلزله آموزش دادم. رئيس آتش‌نشاني شهر(Trujillo تروجيلو) كه خود استاد دانشگاه اين شهر هم مي‌باشد همواره مرا همراهي مي‌كرد و خود گواه حوادث اتفاق افتاده بود. مطلب ذيل گفته او مي‌باشد.

"نام من روبرتو روزالس است هنگاميكه 11 ساله بودم در اثر بروز زلزله سال 1972كه بيش از 70،000 نفرتلفات داشته است، در داخل ساختمان فروريخته بدام افتادم وآنچه باعث نجاتم گرديد مثلث حياتي بود كه در كنار موتورسيكلت برادرم بوجود آمده بود. كليه دوستانم كه در زير ميز يا تخت رفته بودند در زير آنها له شده و جانشان را از دست داده بودند. من مثال زنده‌اي از (Triangle Of Life) مثلث حيات هستم و دوستانم مثالي از (Duck And Cover) (خميده و پنهان شده) كه همگي جانشان را از دست دادند."

نكات و توصيه هاي مهم آقاي Doug Copp

1-در هنگام بروز زلزله و فرو ريختن ساختمان هر كسي كه از روش (Duck And Cover) (خميده و پنهان شده) استفاده كند بدون استثناء و همواره محكوم به مرگ است. افرادي كه زير اشيائي نظير ميزها و اتومبيل‌ها مي‌روند در همانجا له مي‌شوند.

2-سگ‌ها و گربه‌ها و بچه‌ها همگي آنها اغلب بصورت طبيعي در وضعيت جنيني كه در رحم قرار دارند، خم مي‌شوند و شما هم بايد همين طور عمل كنيد. اين غريزه طبيعي ايمني و اصل بقاء است. شما مي‌توانيد با همين شيوه در فضاي خالي كوچكتري زنده بمانيد. پس در زمان بروز زلزله سريع خود را كنار اشياء بزرگ، مانند كاناپه بزرگ و يا اجسام محكمي كه در مقابل ضربه كمتر فشرده مي‌شوند و فضاي خالي در مجاور خود باقي مي‌گذارند، قرار دهيد.

3-ساختمان‌هاي چوبي از ايمن‌ترين نوع ساختمان‌ها محسوب مي‌شوند كه مي‌توانيد در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشيد، دليل آن ساده است زيرا چوب قابل انعطاف بوده و با نيروي زلزله به راحتي حركت مي‌كند. اگر ساختمان چوبي فرو ريزد فضاهاي خالي بزرگي ايجاد مي‌شود. همچنين ساختمان‌هاي چوبي داراي وزن متمركز شده و خردكنندگي كمتري هستند. ساختمان‌هاي آجري مي‌توانند در حد قطعات آجر متلاشي شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زيادي مي‌شوند البته اجساد له شده ناشي از فرو ريختن آنها از صدمات حاصل از فرو ريختن قطعات بتني بزرگ، كمتر مي‌باشد.

4-اگر زلزله درهنگام شب و زماني كه شما در رختخواب خود هستيد اتفاق بيفتد كافي است از روي تخت به پايين بغلتيد، يك فضاي ايمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد. هتل‌ها مي‌توانند نرخ زنده‌ماندن ساكنان خود را در هنگام وقوع زلزله، با نصب تابلوي راهنما در پشت درب اتاق‌ها و اطلاع‌رساني به ساكنان مبني بر اينكه "در هنگام وقوع زلزله روي زمين كنار تختخواب دراز بكشيد" افزايش دهند.

5-اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشاي تلويزيون هستيد و فرار از در يا پنجره برايتان بسادگي امكان‌پذير نيست، در وضعيت جنيني در كنار كاناپه يا صندلي بزرگ خم شويد.

6-هر كسي كه در زمان وقوع زلزله در زير درب قرار گيرد محكوم به مرگ است. زيرا هنگامي كه زير درب قرار دارد ، چهارچوب اطراف درب به سمت جلو وعقب بيافتد، زير مصالح ساختماني بالاي چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستون‌ها به طرفين بيفتند در اين حالت توسط آنها به دو نيم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد.

7-هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روي پله ها نرويد زيرا پله‌ها داراي گشتاور فركانسي متفاوتي هستند و لذا مجزا از تنه اصلي ساختمان نوسان مي‌كنند. به عبارتي پله‌ها و بقيه ساختمان با همديگر برخورد مي‌كنند تا اينكه شكست سازه‌اي در پله رخ دهد و كساني كه روي پله هستند قبل از اينكه پله خراب شود توسط گام‌هاي پله گرفتار شده و بصورت وحشتناكي قطع عضو خواهند شد. در هنگام زلزله حتي اگر ساختمان فرونريزد باز هم از پله‌ها دور بمانيد زيرا پله‌ها از مناطقي هستند كه احتمال تخريب بيشتري دارند حتي اگر پله‌ها توسط زلزله فرو نريزد ممكن است در اثر وزن ازدحام زياد افرادي كه فريادكشان از روي آن در حال فرار هستند فرو بريزد. پله‌ها بايد پس از وقوع زلزله هر چند كه ساختمان آسيب نديده باشد از نظر ايمني مورد آزمايش قرار گيرند.

8-به ديوارهاي محيطي ساختمان نزديك شويد و يا در صورت امكان به بيرون از آنها برويد. هرچه داخل‌تر و دور‌تر از ديوارهاي محيطي ساختمان باشيد احتمال اينكه راه گريز شما مسدود شود بيشتر خواهد بود.

9-كساني كه در هنگام وقوع زلزله در خيابان‌ها داخل خودروي خويش مي‌مانند وقتي كه خيابان طبقه فوقاني روي آنها خراب مي‌شود (در اتوبان‌هاي دو طبقه)، جان خود را از دست مي‌دهند. اين دقيقآ همان چيزي است كه در آزادراه نيميتز (Nimitz Freeway) رخ داد و قربانيان زلزله سانفرانسيسكو همگي در داخل خودروي خود به هنگام زلزله باقي ماندند و همگي كشته شدند . آنها مي توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در كنارآن نشسته و يا دراز كشيده بودند.كليه خودروهاي له شده بجز خودروهائي كه ستون‌هاي پل مستقيمآ روي آنها سقوط كرده بود، داراي فضاي خالي‌اي به ارتفاع 90 سانتي متر در اطراف خود بودند.

10 -از خزيدن در داخل خرابه‌هاي دفاتر روزنامه‌ها و يا اداراتي كه كاغذهاي انباشته زيادي در آنها وجود داشته است، دريافتم كه كاغذ داراي خاصيت ارتجاعي بوده و چندان فشرده نمي‌شوند لذا فضاهاي خالي زيادي در اطراف بسته‌هاي كاغذ بوجود مي‌آيد كه مي‌تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گيرد

شیوه نگهداری از آثار باستانی و قدیمی در انبار موزه ملی ایران

جايي خوانده بودم كه بهترين راه براي خوار كردن و مسلط شدن به يك ملت، از بين بردن هويت ملي آن ملت است... به ياد داريد كه طالبان مجسمه عظيم بودا در افغانستان را به تلي از خاك بدل كرد؟